دوپینگ حیوانات در رقابت های ورزشی

مقدمه:

امروزه جوایز مالی و شهرت ناشی از موفقیت در دنیای ورزش می‌تواند موجبات تمایل ناسالم برای کسب موفقیت به هر قیمت را در اسب داران فراهم آورد. برای موفقیت در رقابت، ممکن است بعضی از افراد از عوامل نیروزا سود جویند، که این امر باعث تقویت عملکرد ورزشی فراتر از توان ژنتیکی و اثرات تمرین در اسب‌ها می‌شود.

با پیشرفت علوم مختلف و کشفیات متنوع، متأسفانه همان‌گونه که توانسته‌ایم به داروها و ترکیبات موثر در بسیاری از بیماری‌های درمان ناپذیر دست پیدا کنیم به همان صورت عده‌ای فرصت‌طلب و سودجو نیز توانسته‌اند با استفاده از ترکیبات و داروهای خاصی، اسب‌ها را مورد تهییج و تحریک غیرطبیعی قرار داده و برای دستیابی به منافع مادی خود و یا دیگران، حتی سلامت حیوان را شدیداً با خطر مواجه نمایند.

        دوپینگ[1] یا نیروافزایی، مصرف غیرمجاز داروها و ترکیباتی است که به شیوه‌های مختلف به بدن حیوان رسانده شده تا سبب تحریک اسب‌ها برای دویدن سریعتر، استقامت بیشتر در دویدن و پیمودن مسیرهای طولانی، پریدن‌های بلندتر و نهایتاً افزایش عملکرد و متابولیسم عمومی و طبیعی حیوان ‌شود.

تاریخچه

به عنوان نماد ورزش های رقابتی، نخستین بازی های المپیک در سال 776 قبل از میلاد در یونان شکل گرفت. نخستین مورد ثبت شده مصرف مواد نیروزا در قرن سوم پیش از میلاد در بازی های المپیک باستانی ذکر شده است. مشخص شده که در این دوران، برخی ورزشکاران از رژیم های ویژه و معجون های محرک نظیر قارچ های توهم زا و دانه های کنجد برای افزایش کارآیی استفاده می نموده اند.

مصریان باستان از نوشیدنی خاصی برای بهبود کارآیی خود استفاده می کردند که برای تهیه آن نعل های مستعمل چهارپایان در نوعی روغن گیاهی جوشانده می شد.

استفاده از داروها در طی دوران رم باستان نیز ثبت شده است. ورزشکاران رشته ارابه رانی ترکیب خاصی را به اسب های خود می خوراندند تا سریع تر بدوند؛ همچنان که بسیاری از گلادیاتورها برای آنکه در مبارزات خود پیروز شوند، از مواد و ترکیبات مخصوصی استفاده می کردند. استفاده از محرک ها توسط شوالیه های قرون وسطی نیز ذکر شده است.

اگرچه بازی های المپیک نوین در سال 1896 آغاز شد، ولی توجه علمی و پزشکی به رژیم غذایی و تمرین ورزشکاران المپیک تا سال 1922 شکل نگرفته بود. در سال 1928 فدراسیون بین المللی دو و میدانی به عنوان نخستین فدراسیون جهانی، دوپینگ (در آن زمان معادل مصرف مواد محرک) را ممنوع اعلام نمود. بسیاری از فدراسیون های دیگر نیز از این اقدام تبعیت کردند، ولی محدودیت ها به علت عدم انجام آزمون ها، غیرمؤثر بودند.

در حقیقت، در تمام طول تاریخ تعدادی از ورزشکاران در پی یک معجون جادویی بوده اند که به آنها توان مضاعف ببخشد، به آنها کمک کند تا سریع تر به کارآیی مناسب برسند یا در شرایطی مانند وقوع آسیب یا بیماری، انجام رقابت را برای آنها میسر سازد

تعریفدوپینگ

در مورد واژه شناسی کلمه دوپینگ نقطه نظرات جالبی وجود دارد. بر اساس یکی از آنها، این واژه از کلمه dop مشتق گردیده است. کلمه دوپینگ ریشه در زبان محلی کشور آفریقای جنوبی  دارد. در این کشور نوعی نوشیدنی قدیمی به همین نام وجود دارد که بومیان این منطقه در زمان انجام مراسم و آئین های سنتی و انواع رقص های خود، با نوشیدن آن می توانند بدون احساس خستگی برای مدت طولانی به انجام مراسم خود بپردازند.

 نقطه نظر دیگر آن است که این واژه احتمالاً از لغت آلمانی doop (نوعی سس غلیظ) گرفته شده که در فرهنگ محاوره ای آمریکایی برای توصیف چگونگی بیهوش کردن قربانیان توسط سارقان، با استفاده از مخلوط تنباکو و دانه های یک گیاه خاص وارد شد که این ترکیب باعث ایجاد حالت خواب آلودگی، گیجی و توهم
 می گردید.

به تدریج این واژه استعمال گسترده تری پیدا کرد و در رابطه با ورزش تحت عنوان Doping اطلاق گردید. Dop نخستین بار در سال 1889 وارد فرهنگ لغات انگلیسی شد و جالب اینجا است که در آن زمان « یک معجون مخدر برای تأثیر روی کارآیی اسب های مسابقه» به عنوان معادل کلمه دوپینگ ذکر شده بود. در عصر حاضر، کاربرد این واژه کاملاً متحول شده است و در تعریف آن برتری غیرشرافتمندانه در کارآیی لحاظ شده است. با گسترش دوپینگ، این واژه نه تنها به سوءمصرف داروها، بلکه به کاربرد سایر روش های بهبو د کارآیی یا اقدام به تقلب در آزمون دوپینگ اطلاق میشود.

اگرچه در نظر اول ممکن است تعریف دوپینگ ساده باشد، ولی واقعیت آن است که هنوز در مورد تعریف جامع و کاملاً پذیرفته شده آن در بین مربیان، ورزشکاران و دست اندرکاران ورزشی اتفاق نظر وجود ندارد. بنابراین دوپینگ از جنبه های مختلف از جمله قانونی، اخلاقی، اجتماعی و فلسفی تعریف شده است.

یکی از نخستین تعاریف سازمانی در سال 1967 توسط کمیته بین المللی المپیک به این صورت ارایه شده است:« استفاده از مواد و تکنیک ها به هر شکل یا کمیت نامعمول یا غیرطبیعی برای بدن با نیت کلی رسیدن به افزایش مصنوعی و غیرشرافتمندانه کارآیی در رقابت».

تعریف جالب دیگری توسط خوان آنتونیو سامارانش ر ئیس سابق کمیته بین المللی المپیک ارایه شده است که نشانگر یک رویکرد انسان گرایانه به موضوع است:« دوپینگ تقلب است. دوپینگ به مثابه مرگ است. مرگ فیزیولوژیک، به خاطر تغییرات وسیع و گاه غیرقابل برگشت روند طبیعی بدن در نتیجه دستکاری های غیرقابل توجیه. مرگ جسمانی، چنانچه موارد خاص غم انگیز مرگ در سالیان اخیر نشان داده اند. مرگ روحی و فکری، به خاطر رضایت شخص به تقلب، نادیده انگاشتن قابلیت ها و ظرفیت های شخصی و بزرگ کردن ضعف ها و معایب و در نهایت مرگ اخلاقی به واسطه تعدی فرد از قوانینی که تمام جامعه بشری پایبند آن هستند».

امروزه آژانس جهانی ضد دوپینگ، تعریف جامع تری ارایه داده است و دوپینگ را به عنوان وقوع یک یا چند تخلف از قوانین ضددوپینگ به شرح ذیل قلمداد می کند:

وجود یک ماده غیرمجاز یا متابولیت ها یا نشانگرهای آن در نمونه اخذ شده از ورزشکار؛ استفاده یا اقدام به استفاده از یک ماده یا روش غیرمجاز ؛ امتناع، غیبت یا طفره رفتن از شرکت در نمونه گیری بدون دلایل قانع کننده، پس از دریافت حکم نمونه گیری بر اساس قوانین اجرایی نهاد مجاز نمونه گیر؛ در اختیار قرار ندادن اطلاعات لازم در مورد محل دسترسی به ورزشکار برای نمونه گیری خارج از مسابقات، نظیر عدم اعلام محل حضور یا غیبت از نمونه گیری؛ دستکاری، یا اقدام به دستکاری در هریک از مراحل کنترل دوپینگ؛ در اختیار داشتن مواد و روشهای ممنوعه؛ داد وستد هرگونه ماده یا روش ممنوعه؛ تجویز و یا قصد تجویز یک ماده یا روش ممنوعه به ورزشکاران. همچنین معاونت، تشویق، حمایت، همدستی، سرپوش گذاری یا هرگونه مشارکت برای تخلف و حتی تلاش برای تخلف از قوانین مبارزه با دوپینگ است.

در دامپزشکی مسئله دوپینگ به طور رسمی در سال 1912 طرح گردید و پس از آن برخی قوانین در سال 1930 وضع شد و از آن زمان به بعد از اسب ها و به ویژه اسب های قهرمان برای بررسی مصرف مواد نیروزا آزمایش
به عمل آمد که عمدتاً از طریق ادرار و یا خون می باشد.

          عوامل نیروزا:

عوامل نیروزا را می‌توان به چهار دسته تقسیم نمود:

1- عوامل دارویی (داروهای تقویت‌کننده عملکرد، مثل داروهای آنابولیک و داروهای محرک)

2- عوامل فیزیولوژیک (مثل دوپینگ خون)

3- عوامل مکانیکی (مانند استفاده از ابزار و تجهیزات خاص)

4- عوامل تغذیه‌ای (مانند مکمل غذایی)

این عوامل می‌توانند به صورت‌های زیر به بدن حیوان رسانده شوند:

- تزریق

- خوراندن

- قرار دادن در زیرپوست و جذب تدریجی

- تنقیه

-         قرار دادن در مجاورت مخاطات

-         مالیدن روی پوست

-         قرار دادن به عنوان ابزار غیرقانونی در زین و برگ و یا دهنه حیوان

به این ترتیب «دوپینگ» عبارتست از تغییر در عملکرد و توان طبیعی حیوان.

ممکن است تغییر عملکرد و توان حیوان گاهی از اوقات، برای از کار انداختن طبیعی آنها به منظور باختن در مسابقات باشد که در آن صورت هم «دوپینگ» مصداق پیدا می‌کند.

برای تضمین یک مسابقه عادلانه، دوپینگ به وسیله مراجع قانونی کنترل می‌شود. مراجع قانون‌گذار قوانینی وضع کرده‌اند که موارد قابل قبول و غیرقابل قبول را مشخص می‌نماید.

قاعدتاً پشتوانه این قوانین، اجرای برنامه‌های دقیق کنترل دارویی است که شامل تهیه و تجزیه و تحلیل نمونه‌های مختلف از اسب‌های مسابقه‌ای می‌باشد.

انواع دوپینگ:

انواع مختلفى از داروها برای تأثیر بر وضعیت اسب مورد استفاده قرار می گیرند. در درجه اول دوپینگ به منظور پیروزى است، که به اسب داروهای آمفتامین، کافئین، آپومرفین، فنتانیل و... برای افزایش سرعت، تجویز مى شود. دوپینگ به منظور باخت یا دوپینگ تضعیفى نیز صورت مى گیرد که به اسب داروهاى آرام بخش یا مضعف نظیر آسه پرومازین تجویز مى شود تا سرعت اسب (رقیب) کاهش پیدا کند.

تصور مى شود که داروهاى محرک دستگاه اعصاب مرکزى با تأخیر در بروز خستگى، باعث افزایش فعالیت اسب مى شوند. این داروها ممکن است درک شدید حوادث را کاهش داده و باعث افزایش آگاهى شده و خستگى حاصل از کم خوابى را کاهش داده و توان کار را برای بردن جایزه، افزایش دهند. این داروها ممکن است باعث فعالیت سیستم اعصاب سمپاتیک شده و فعالیت دستگاه قلب و عروق را افزایش دهند. دیگر رده هاى دارویى ممکن است ظهور خستگى را به تأخیر اندازند. داروهایى نظیر بى کربنات، افزایش چربى جیره، عوامل سازنده گلبول قرمز که به ترتیب به عنوان تامپون اسیدلاکتیک، تأمین کننده منبع انر‍ژى و افزایش ظرفیت حمل اکسیژن خون عمل مى کنند. تمامى این داروها ممکن است خستگی را به تأخیر اندازند.

"داروها برای پیروزى" داروهایى هستند که دستگاههای اعصاب مرکزی یا سمپاتیک را تحریک می کنند.
آمین های مقلد سمپاتیک مانند آمفتامین فعالیت حرکتى را افزایش، خستگى را کاهش و فعالیت قلب و تنفس را افزایش می دهند. هر چند مخدرها در انسان باعث تضعیف مى شوند اما در اسب ها، اثراتى شبیه به آمفتامین ایجاد مى کنند و آستانه درد را افزایش مى دهند. استروئیدهاى آنابولیک باعث افزایش توده عضلانی و حالت تهاجمی می گردند، اما توانایى آنها در بالا بردن فعالیت اسب، بیشتر به اثرات روانی آنها نسبت داده میشود تا اثرات اسکلتى-عضلانى آنها.

"داروها برای باخت" آن دسته از داروهایى هستند که به طور کلى فعالیت اسب را کاهش مى دهند. تجویز مقادیر بیشتر مسکن هاى معروف ( نظیر باربیتورات ها، آگونیست هاى گیرنده آلفا2آدرنرژیک  مثل دتومیدین، زایلازین) آرام بخش ها (مانند فنوتیازین ها، بوتیروفنون ها، بنزودیازپین ها) و خواب آورها ممکن است با تضعیف دستگاه اعصاب مرکزى، فعالیت عمومى اسب را کاهش دهند.

سومین نوع دوپینگ هنگامى روى می دهد که به منظور احیاى فعالیت طبیعى اسبى، دارو تجویز شود. داروهایى نظیر فنیل بوتازون یا فوروزماید جزو این رده قرار مى گیرند و این در حالى است که این عمل در بیشتر ایالت های امریکا به عنوان درمان کنترل شده تلقى مى گردد، در برخی نقاط اروپا نیز همین گونه است. دوپینگ درمانى
 مى تواند مشکلاتى را براى دامپزشک معالج، مربى و یا صاحبان اسب ها ایجاد نماید.

چهارمین نوع، دوپینگ تصادفى مى باشد که به دلایل غیرعمدى روى مى دهدکه در برگیرنده آلودگى نمونه های ادرارى با نیکوتین و یا کافئین در خلال نمونه بردارى است که توسط شخص عامل روى می دهد. علت دیگر بعضی از موارد دوپینگ مثبت غیرعمدی در انگلستان، افزودن husk coca  به جیره اسب ها توسط تهیه کنندگان موادغذایی است. مربیانی که اسب خریداری می کنند و از این غذا بدون قصد، استفاده می کنند در واقع به اسب هایشان کافئین داده که تبدیل به تئوبرومین می شود و در ادرار حیوان ظاهر مى گردد. متیل زانتین ها مانند کافئین و تئوبرومین اغلب به عنوان آلوده کنندهِ غذاهاى تهیه شده، محسوب می شوند. این مواد جزو بالقوه غذاى ترکیبی نظیر ترکیبات کوکا و قهوه قلمداد شده و ناشی از تجویز بیش از حد آن به عنوان ماده مقوی است.وجود تئوبرومین در نمونه های ادرار پس از مسابقه در بسیاری از کشورها نگران کننده است، به علت این که تئوبرومین جزو داروهاى خانواده آلکالوئید زانتین به شمار مى رود و ارتباط بسیار نزدیکى با کافئین( یک محرک قدیمى شناخته شده) دارد. ردیابى تئوبرومین در نمونه هاى ادرارى، پس از مسابقات از اهمیت ویژه اى برخوردار است.
 به نظر مى رسد مشکلات آزمایش و تغییر اهمیت این نمونه ها، ناشى از دیدگاههاى متضاد در ارتباط با طبقه بندى تئوبرومین به عنوان یک دارو برای اهداف قانونى مسابقات مى باشد. بدیهى است منابع بى ضرر تئوبرومین از قبیل شکلات یا غذای cocoa-bean به عنوان موادغذایی اصلی می باشد.

آزمایشگاهها می توانند مقادیر کم مواد ممنوعه را مشخص نمایند که ممکن است در اسب به صورت مواد داخلی بدن (آندوژن) زیاد باشد (مثل استروئیدهای آنابولیک) یا به صورت مواد خارجی (اگزوژن) در غذای ممعمولی اسب (مثل اسید سالیسیلیک) یا در غذای تهیه شده (مثل تئوبرومین) موجود باشد. یک آستانه باید برای موادی که به طور طبیعی وجود دارند تعیین شود.

دسته‌بندی داروهای ممنوعه:

        ترکیبات ممنوعه به گروه‌های دارویی؛  محرک‌ها، مخدرها، عوامل آنابولیک، مدرها و  هورمون‌های پپتیدی دسته‌بندی می‌شوند

· محرک ها: نمونه‌هایی از موادمحرک ممنوع عبارتند از آمفنامین‌ها، آمفنیازول، برومانتان، مزوکارب، تربوتالین و موارد هم خانواده این ترکیبات.

· مخدرها: نمونه‌هایی از موادمخدر ممنوع عبارتند از بوپرنورفین، متادون، مرفین، پتیدین و ترکیبات هم‌خانواده آنها.

· عوامل آنابولیک: این دسته از مواد شامل استروئیدهای آندروژنیک آنابولیک و داروهای بتا 2 آگونیست می‌باشد.

ü  استروئیدهای آنابولیک آندروژنیک: نمونه‌هایی از این استروئیدها عبارتند از آندروستین دیول، آندروستین دیون، کلوستبول، دی‌هیدروتستوسترون، متنولول و کلیه ترکیبات هم‌خانواده این استروئیدها.

معمولاً در بررسی‌های آزمایشگاهی چنانچه غلظت ادراری تستسترون به اپی‌تستسترون بیش از شش به یک باشد، نتیجه آزمایش دوپینگ مثبت تلقی می‌شود.

ü  بتا 2- آگونیست‌ها: تزریق و یا مصرف خوراندنی بتا 2- آگونیست‌ها ممنوع است. نمونه‌هایی از این دسته دارویی شامل با مبوترول، کلنبوترول، فنوترول، سالبوتامول و موارد هم خانواده آنها می باشد.

· مدرها (داروهای دیورتیک): داروهایی مانند: استازولامید، بومتاناید، اسید اتاکرینیک، فوروزماید، مانیتول و داروهای دیگر هم‌خانواده با این ترکیبات جزء داروهای ممنوعه می‌باشند.

· هورمون‌های پپتیدی: علی‌رغم اینکه متأسفانه مصرف هورمون‌های ساختگی رو به رشد است، اما به دلیل قیمت زیاد، مصرف محدودی دارند. یکی از مشکلات به وجود آمده در کنترل و بررسی این ترکیبات آن است که این داروها با استفاده از فنونی مثل مهندسی ژنتیک قادرند مولکول‌هایی مشابه با هورمون‌های درون‌زاد تولید کنند و تشخیص را مشکل سازند.

برخی از این ترکیبات عبارتند از:

ü     گنادوتروپین جفتی انسان (HCG): مشخص شده است که تجویز HCG و ترکیبات مشابه آن منجر به افزایش تولید داخلی استروئیدهای آندروژن می‌شود.

ü     گونادوتروپین‌های هیپوفیزی و ساختگی (LH): این هورمون با هدف افزایش غلظت سرمی کورتیکوئیدهای داخلی و ایجاد اثرات تحریکی آن مصرف می‌شوند.

ü     کورتیکوتروپین (ACTH): استفاده از کورتیکوتروپین‌ اثرات مشابه مصرف کورتیکوئیدها را بر روی حیوان خواهد داشت.

ü     هورمون رشد (GH): این هورمون باعث تحریک رشد، تحریک تولید پروتئین و تجزیه چربی‌ها و افزایش توده کم‌چرب بدن می‌شود.

ü  اریتروپوئیتین (EPo): اریتروپوئیتین تعداد سلول‌های قرمز خون را تنظیم می‌کند. این هورمون از کلیه‌ها ترشح شده و با رفتن به مغز استخوان باعث تحریک تولید گویچه های قرمز می‌شود. به نظر می‌رسد استفاده از این هورمون برای افزایش اکسیژن‌گیری عضلات به ویژه در مسابقات استقامت موثر واقع شود.

داروهای مسأله ساز

مسکّن ها : آسه پرومازین و آرام بخش های وابسته به فنوتیازین که به طور قانونی مورد استفاده قرار گرفته اند بر وضعیت اسب های مسابقه و نمایشی تأثیر می گذارند.  درمان اسب های عصبی با مقادیر کم از داروی آرام بخش قبل از انجام مسابقه یا نمایش، این امکان را برای آنها فراهم می کند که به قدر کافی توان خود را متمرکز نمایند.

دتومیدین یک داروی مسکن و ضد درد است که اثرات تسکینی و ضد دردی آن عمدتاً از اثر آگونیستی آنها روی گیرنده های آلفا 2 آدنرژیک در نخاع و مراکز فوق نخاعی نتیجه می شود.

داروهای ضد التهاب: داروهای ضد التهاب مورد استفاده در اسب به سالیسیلات ها، دی متیل سولفوکساید، هورمون آدرنوکورتیکوتروفیک، کورتیکواستروئیدها و ضد التهاب های غیر استروئیدی تقسیم می شوند.

وضعیت قانونی کورتیکواستروئیدها در اسب های مسابقه در حوزه قضایی بین المللی مسابقات فرق می کند. هر چند کورتیکواستروئیدها در برخی از ایالت های، امریکا ممنوعیت شدیدی ندارند اما در انگلستان، ایرلند، فرانسه، استرالیا و در بیشتر ایالت های، امریکا تجویز نمی گردد.

فلونکسین معمولاً در مسابقات کالیفرنیا، نه تنها برای درمان کولیک بلکه به عنوان یکی از چهار داروی ضد التهاب غیر استروئیدی توسط انجمن مسابقات اسب آن ایالت مجوز مصرف دارد. اما نباید زمان مصرف آن بیتتر از 24 ساعت قبل از مسابقه باشد.

فوروزماید: خونریزی ریوی ناشی از تمرین که در 75-26% اسب های مسابقه روی می دهد، خطر جدی برای ایجاد جراحات شدید برای سوارکار و اسب در حین مسابقه است؛ چرا که در نتیجه خونریزی اسب به یکباره متوقف می شود. فوروزماید (لازیکس) رایج ترین داروی مورد استفاده در این شرایط است. فوروزماید مدر پرقدرتی است که می تواند میزان دفع ادرار را تا پنجاه برابر افزایش دهد. به علت افزایش میزان دفع ادرار غلظت داروهای موجود در ادرار به شدت دستخوش تغییر می گردد. بین تغییرات در وزن مخصوص ادرار و غلظت داروها در آن ارتباط مستقیم وجود دارد.

آگونیست های گیرنده بتا: در انسان این داروها عمدتاً در درمان اختلالات تنفسی مانند آسم که انقباض برونش ها، مانعتنفس طبیعی می شوند، مورد استفاده قرار می گیرد. این داروها موجب گشاد شدن برونش ها می شود. تعریق، لرزش عضلانی و افزایش ضربان قلب از عوارض جانبی گزارش شده این داروها می باشد.

بی کربنات سدیم: مربیان استاندارد، بی کربنات سدیم را قبل از مسابقه تجوبز می کنند تا با تأخیر در بروز خستگی، وضعیت اسب را بهبود بخشند. در هنگام تمرینات بسیار سخت، تجمع لاکتات و یون های هیدروژن در سلول های عضلانی، باعث کاهش pH سلول ها می شود. تصور می شود این کاهشpH  عامل مهمی در بروز خستگی به شمار می رود. تجویز بی کربنات سدیم باعث افزایش pH خون می شود که به نوبة خود باعث خروج یون هیدروژن از سلولهای عضلانی شده و بدین ترتیب باعث کم شدن اسیدوز داخل سلولی می شود.

راه های دوپینگ

· دوپینگ خون: تجویز خون شامل؛ تزریق خون، گویچه‌های قرمز و یا فرآورده‌های محتوی گویچه‌های قرمز است. این فرآورده‌ها می‌توانند از خود حیوان قبلاً تهیه و یا از حیوان دیگری تأمین شده باشد. به هر حال استفاده از خون و فرآورده‌های آن با اثرات وسیعی که در متابولیسم می‌گذارند، جزء موارد ممنوعه هستند.

        تجویز حامل‌های مصنوعی اکسیژن یا مواد افزاینده حجم پلاسما به دلیل اینکه این مواد می‌توانند افزایش سطح گویچه‌های قرمز خون را که به طور طبیعی با آزمایش هموگلوبین یا هماتوکریت مشخص می‌شود مخفی کنند، ممنوع می‌باشد.

· داروها: داروها و ترکیبات غیرمجاز می‌توان به طبقات و دسته‌جات دارویی از قبیل داروهای ضددرد[2] ، داروهای ضد تب[3] ، داروهای ضد التهاب[4] ، محرک‌ها و مصفف های دستگاه تنفسی[5] ، داروهای منبسط کننده عروق[6] ، داروهای موثر بر اعصاب خودمختار[7] ، آنتی هیستامین‌ها[8] ، مدرها[9]  ، ملین‌ها[10] ، هورمون‌ها[11] ، ویتامین‌های گروه ب کمپلکس[12] ، بی‌‌حس‌کننده‌های موضعی[13]، شل‌کننده های عضلات اسکلتی[14] ، ترکیبات ضددرد مخدر و مواد طبیعی افیونی[15]، داروهای انتقادی خون[16]،  داروهای موثر بر سوخت و ساز مواد قندی و چربی‌ها[17]  و  داروهای آرام‌بخش[18] اشاره کرد.

از نظر شیمیایی سه گروه عمده دارویی وجود دارند:

1-  ترکیبات اسیدی (باربیتورات ها، سالیسیلات ها، فنیل بوتازون)، در محلول قلیایی به صورت یونیزه در آمده و می توان آنها را از محلول اسیدی استخراج کرد.

2-    ترکیبات خنثی (هیدرات کلرال، تری کلرواتانول) در هر pH یونیزه است و می توان آنها را در هر pH استخراج کرد.

3-  ترکیبات بازی (صدهیستامین ها، بی حس کننده های موضعی کافئین، آمفتامین) در محلول اسیدی یونیزه می باشند و می توان آنها را از محلول بازی استخراج کرد.

داروهای بازی از جمله ضد دردهای مخدر و محرک ها، مضعف ها، بی حس کننده های موضعی و آرام بخش ها حداقل 100 سال است که در اسب های مسابقه مورد استفاده قرار می گیرند. بسیاری از این داروها در غلظت کم فعال هستند و با تجویز مقدار معمول (در حدود 10 میلی گرم یا کمتر) به اسب می توان آنها را از نمونه های ادرار بعد از مسابقه، ردیابی کرد.

با تنظیم pH مایعات بدن، شیمیدان های متخصص تجزیه، می توانند بر مقدار دارویی که می تواند به صورت یونیزه وجود داشته باشد، تأثیر گذارده و بدین ترتیب انتشار آن را به داخل حلال در جهت استخراج تسهیل می نمایند. در این روش، آنها می توانند این سه گروه دارویی راجدا سازند. پس از جداسازی این داروها، روش های اختصاصی به منظور ردیابی و تشخیص آنها مورد استفاده قرار می گیرند.

شواهد موجود گوشزد می کند که pH ادرار اسب هایی که روی مرتع به سر می برند همواره قلیایی است و در بعد از مسابقه بخش اعظم نمونه های ادرار اسب های مسابقه، اسیدی است، زیرا pH ادرار می تواند بر غلظت برخی از داروها مؤثر باشد.

آسیب رسانی دوپینگ:

همان‌گونه که می‌دانیم در تمام جهان دوپینگ منع شده است و به عنوان جرم در مسابقات با عاملین آن برخورد جدی می‌شود. متأسفانه به رغم اعمال مقررات شدید در مورد این عمل ناپسند، هنوز عده‌ای فرصت‌طلب و سودجو از اینگونه روش‌های غیراخلاقی برای برنده شدن اسب‌ها در مسابقات استفاده می‌کنند.

شاید دوپینگ کردن حیوان بتواند با نتایج کاذب و زودگذر سبب کسب نتایج خوب در برخی از مسابقات که کنترل دقیق آزمایشگاهی در آنها انجام نمی‌شود، بگردد، لیکن باید به خاطر داشته باشیم عوارض جانبی بسیار زیاد این ترکیبات در آینده نه چندان دور، سلامت حیوان را شدیداً به مخاطره انداخته و از بروز پیشرفت‌های فیزیولوژیک طبیعی در اندام حیوان ممانعت می‌نماید.

دوپینگ اسب‌ها نه تنها برای آینده حیوان مخاطره‌آمیز است، بلکه خطرات جدی فیزیولوژیک مانند بروز انواع سنکوب‌ها، صدمات شدید در اثر از خودبی‌خود شدن حیوان و برخورد با اجسام مختلف در حین مسابقه برای اسب و همچنین سوارکار را در برخواهد داشت. با توجه به چنین خطرات مهلکی که متعاقب استفاده از این داروها به وجود خواهد آمد، برگزارکنندگان مسابقات ورزشی در تمامی کشورها نسبت به وضع قوانین سخت‌گیرانه‌ای در مورد دوپینگ اقدام نموده و همچنین با تأمین مدرن‌ترین و دقیق‌ترین تجهیزات آزمایشگاهی به بهترین شیوه قادر هستند حتی مقدار بسیار جزئی از این ترکیبات را نیز در بدن حیوان ردیابی و مشخص کنند.

شیوه های دوپینگ:

البته استفاده از داروها تنها روش غیراخلاقی دوپینگ اسب‌ها نیست، استفاده از وسایل الکتریکی خاصی که می‌توانند در یک لحظه جریان با ولتاژ محدود را به بدن حیوان وارد و او را دچار تحریک نماید، مثل اتصال برق به موانع پرش که با این کار بتوانند میزان پرش را بالا ببرند، و یا نصب وسایل خاص فیزیکی به زین یا به فلز آبخوری در دهان حیوان و یا نصب روی چکمه‌های سوارکار می‌توانند دوپینگ کردن تلقی شده و عاملین آن تحت مجازات قرار گیرند.

توصیه لازم به کلیه افرادی که صاحب ‌نقش در این امر هستند آن است که ضمن عدم استفاده از این‌گونه ابزار غیرمتعارف از مصرف هرگونه دارو، سرم، مکمل‌های خوراکی، پمادهای مالیدنی و اسپری‌های استنشاقی روی اسب‌ها از 72 ساعت قبل از شروع مسابقات اکیداً خودداری نمایند. زیرا، دوپینگ اسب می‌تواند سبب آن شود که نتایج واقعی در مسابقات حاصل نشود. لذا باید در میادین مختلف جهت تشخیص اسب‌های دوپینگ شده تلاش جدی به عمل آید. چرا که در صورت سهل انگاری، میادین به شدت دچار هرج و مرج شده و تبدیل به بازارمکاره‌ای برای سود جریان و شرط‌بندی‌های غیررسمی و غیرقانونی و تشکیل سازمان‌های مختلف اقتصادی سیاه در حاشیه برگزاری مسابقات گشته و تمامی مسابقات و مقاصد ورزشی مسابقات را به شدت متأثر و آلوده  می سازد.

روش های تشخیص دوپینگ:

روش‌های مختلفی برای انجام آزمایش‌های دوپینگ وجود دارد که هر کدام برحسب شرایط مسابقات آن کشور و داروهای رایج و نیازمندی به دقت آزمایش تعیین و استفاده می‌شوند.

اهداف سم شناسی قانونی بدین قرار می باشند:

1-    جداسازی و تشخیص مواد شیمیایی مورد استفاده به کمک روش های آزمایشگاهی مناسب.

2-    تعیین مقدار هر ماده شیمیایی قابل تشخیص در نمونه.

3-    تائید بیشتر و تفسیر نتایج آزمایشات عامل مسبب و اثر مواد روی سلامت و بهبودی.

4-    بیان کردن نتیجه بر پایه حقایق.

نمونه برداری برای داروهای دوپینگ

از نظر عملی از چهار مایع بدن به منظور آزمایش ماده دوپینگ زا نمونه برداری می کنند. این چهار مایع عبارتند از: عرق، بزاق، خون و ادرار.

عرق گاهی جمع آوری می شود اما از لحاظ قانونی می تواند غیر قابل قبول باشد، بدین علت که مشکلاتی را از نظر آلودگی ایجاد می کند (مثل نیکوتین دست یک نفر سیگاری، تئوبرومین شکلات یا مقادیر کم باقی مانده از دارویی که چند روز جلوتر تجویز شده است). بدین دلایل بسیاری از متخصصین قانونی، عرق را نمونه مناسبی نمی دانند و در حال حاضر بندرت مورد استفاده قرار می گیرند.

به طورکلی ادرار به عنوان بهترین مایع بدن، برای تجزیه شناخته شده است، چرا که تمام یا قسمتی از بیشتر داروها از راه ادرار دفع می شود. علاوه بر داروهای اصلی که بدون تغییر دفع می شوند. متابولیت های دارویی نبز غالباً در ادرار دفع می گردند و این متابولیت ها در بعضی از موارد، مانند (اکسی فن بوتازون ناشی از فنیل بوتازون) از نظر فارماکولوژیک فعال می باشند. در مورد ردیابی داروها یا متابولیت دارویی در بعد از مسابقه، استفاده از آزمایش ادرار در مقایسه با آزمایش خون دارای مزیت هایی می باشد.

مقادیر زیادی، ‌ادرار را می توان به دست آورد و اغلب مقادیر کافی را می توان برای آزمایش های دقیق و آزمایش های تأئیدی که توسط سایر آزمایشگاه ها صورت می گیرد، تهیه کرد. بیشترین مزیت آن در این است که داروها یا متابولیت های دارویی اغلب در ادرار تغلیظ می گردند.

ادرار در ظرف مناسب با نمونه برداری از حیوانی که به طور طبیعی ادرار می کند جمع آوری می گردد. حایز اهمیت است که مقادیر کافی نمونه ادرار فراهم شود تا متخصص تجزیه، به مقدار کافی از آن داشته باشد. همواره باید اطمینان حاصل کرد که اولاً هر ماده دوپینگ زایی که در یک نمونه ردیابی می شود از حیوان موردنظر به دست آمده باشد و از بیرون و حیوان دیگری نبوده و از هرگونه آلودگی نیز مبرا باشد. در ثانی باید اطمینان پیدا نمود که مقادیر کافی نمونه برای انجام آزمایش فراهم شده باشد و سوم آن که نمونه را در اختیار صاحب دام برای ارائه به یک متخصص تجزیه بی طرف، قرار داده شود. این مسأله هرگونه اختلاف یا عدم توافق را در موارد مثبتی که از تجزیه یک نمونه به دست می آید، برطرف می کند. علاوه بر این، به علت اینکه بایستی تمام نگرانی هایی که در مورد تمام وسایل و ظروف مورد استفاده برای عاری بودن از مواد دوپینگ زا وجود دارد، برطرف شود. باید با استفاده از روش های کنترل شده بهترین روش نمونه برداری صورت پذیرد. برای این کار باید از دو ظرف استفاده کرد یکی برای نمونه اصلی و دیگری برای مادۀ شاهد. سپس محتویات هر دو ظروف (نمونه و کنترل) تجزیه شده را مورد بررسی قرار داده و فقط مواردی مثبت تلقی می شوند که ظروف نمونه مثبت باشد.

هر دو نمونه در ظروف پلاستیکی جداگانه قرار داده شده و ظروف لاک و مهر می شوند. تمام نمونه ها کد بندی شده تا آزمایشگاه فقط از شماره آگاه باشد. سپس نمونه ها با تدابیر امنیتی به واحد مربوطه تحویل داده می شوند.

وقتی خون مورد آزمایش قرار می گیرد، می توان نسبت به تفسیر کیفی غلظت داروی تجویز شده اقدام کرد. در مقابل، نمونه ادراری ممکن است فقط مقدار تقریبی دارو را در حین گردش کردن خون به هنگام نمونه برداری مشخص سازد. اما بعضی داروها می توانند تا مدت های طولانی که دیگر در خون قابل ردیابی نیستند، در ادرار ردیابی گردند. نمونه های خونی به طور معمول به علت بروز خطر آسیب به اسب و نیز خودداری صاحب دام از انجام چنین عملی، اخذ نمی شوند.

از آنجایی که خون را می توان به راحتی و به سرعت از اسب ها اخذ نمود، مقدارخون برای استفاده در آزمایش قبل از مسابقه معمولاً حدود 20 میلی لیتر، کمتر از 1/0حجم معمول ادرار است. این مقدار کم بدین معناست که مقدار داروی موجود برای متخصص تجزیه به موازات آن کاهش یافته است. به علاوه، بعضی از داروها یا متابولیت های دارویی در خون با غلظت کمتری نسبت به ادرار وجود دارند. داروی موجود در خون معمولاً به صورت داروی تغییر نیافته وجود دارد اما در ادرار به صورت تغییر یافته یا متابولیزه شده موجود است. در حقیقت ردیابی تمام داروها در خون مشکل تر از ادرار است. در مورد داروهای اسیدی مثل فنیل بوتازون و فوروزماید که اتصال زیادی به پروتئین دارند و بدین لحاظ غلظت آنها در خون زیاد می باشد، استثناء هستند.

قبلاً از بزاق برای ردیابی ماده دوپینگ زا، استفاده می شد که بدین ترتیب بسیاری از نتایج مثبت گزارش می شد. در حال حاضر بزاق معمولاً مورد استفاده قرار نمی گیرد زیرا یکی‌از معایب اصلی آن این است که حجم کمی از آن را می توان به دست آورد. همچنین کارهای تجربی، حاکی از آن است که بسیاری از داروها به سادگی از خون وارد بزاق نمی شوند. غلظت داروها در بزاق کم است چرا که بخشی از دارو در خون که به پروتئین اتصال پیدا می کند وارد بزاق نمی شود. بنابراین داروهای اسیدی مثل فنیل بوتازون، سایر داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی و فوروزماید فقط به مقدار بسیار کم در بزاق وارد می شوند.

زمان های پاک سازی داروها در اسب ها مسابقه،

/ 0 نظر / 213 بازدید